Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘میر حسین موسوی’

امروز دو خبر تأسف آور را یکی‌ بعد از دیگری خواندم که آه از نهادم برخاست.  این خبرها در مورد مسدود کردن باز هم بیشتر اینترنت با استفاده از فیلترینگ معکوس اینترنت و دیگری توزیع گیرنده‌های مخصوص ماهواره که تنها کانالهای مورد تائید جمهوری اسلامی را دریافت می‌کند بود (خبرها را در اینجا و اینجا بخوانید). نمیدانم چرا فورا یاد رادیوهای تک موج در کره‌ شمالی افتادم که تنها رادیو دولتی را دریافت می‌کند و خبری از هیچ کانال دیگری نیست. اینترنت و ماهواره هم که در آن کشور وجود خارجی‌ ندارد. این یعنی‌ قطع رابطه کامل یک ملت با جهان خارج و هر آن چه  که در دنیا می‌گذرد. یعنی‌ پرورش نسلی از انسانها که با توهم دشمن بزرگ شده و فقیرترین و عقب مانده‌ترین کشور جهان را بهشت برین و نهایت آرزوی بشریت میداند.

آیا می‌دانید یک نوجوان کره شمالی در زندگیش نام «آمریکائی» را نشنیده و در کتاب مدرسه تنها با نام امپریالیست آشنا شده است؟ از نظر وی تمام کشورهای غربی و مردمش انسانهای فاسد و جنایتکاری هستند که روز و شب بجز جنایت و فحشا کار دیگری ندارند. این نوجوان بیگناه در زندگیش به جز خانه محقر، سهمیه غذای هفتگی، لباس زمخت دولتی و دعا برای سلامتی‌ کیم ایل جونگ رهبر بزرگ کشور کره‌ شمالی، چیزی ندیده است. از نظر وی در بهشت برینی زندگی‌ می‌کند که همه جهانیان آرزویش را میکنند و چه خوشبخت بوده که در آن کشور به دنیا آمده است!

حال تصور کنید این انسان بیگناه و بی‌خبر را به یکباره با واقعیت‌های جهان اشنا کنید و به او بفهمانید که متاسفانه کره‌ شمالی پیشرفته‌ترین کشور جهان نیست و کیم ایل جونگ هم به جز یک دیکتاتور فاسد و جنایتکار نمی‌باشد. فکر می‌کنید چه اتفاقی‌ می‌افتد؟

یا این انسان ساده دل به راحتی‌ همه واقعیات‌ها را انکار نموده و آن را ساخت دست امپریالیسم جهانی‌ و دشمنان ملت بزرگ کره‌ شمالی میداند (با نوشته‌های کیهان اشتباه نشود!) و یا آنکه از فرط افسردگی و تأسف, امید به زندگی‌ را از دست میدهد. هر کدام از دو اتفاق فوق برای این فرد به معنای پایان یک زندگی‌ طبییعی است. عامل این اتفاق نا‌ خوشایند متاسفانه کسی‌ که حقیقت را گفته نیست، بلکه آن جنایت کارانی هستند که نسلی را از دانستن واقعیات محروم میکنند و ریشه تفکر و تعقل را در آنها میسوزانند.

آیا به راستی‌ این جنایت علیه یک نسل نیست؟ آیا جنایت علیه بشریت نامیده نمی‌شود؟ به چه زبانی باید به دنیا یاد آور شویم که‌ای جهان،‌ای بشریت،‌ای انسانهای پاک، جنایات جمهوری اسلامی تنها محدود به اعدام ، زندان، شکنجه و سلاح کشتار جمعی نمی‌شود! جنایت اصلی‌ در حال اتفاق است و آن جدا کردن یک ملت از بقیه جهان است. ملتی که به هیچ وسیله خبر رسانی دسترسی‌ نخواهد داشت و علیرغم غوطه خوردن در فقر و جنایت و تبعیض، خودش را خوشبخت‌ترین ملت دنیا میداند و فاسد‌ترین حاکمان جهان را رهبران منصوب خداوند. باید کاری کرد! تا دیر نشده باید از این نسل کشی فرهنگی‌ جلوگیری کرد.‌ای جهانیان به داد مردم ایران برسید، آنها در حال قربانی شدنند!

Read Full Post »

به گزارش شبکه جنبش راه سبز(جرس), سبزها در چهارمین روز دهه فجر سبز، جمعه ۱۶ بهمن، مصادف با اربعین حسینی و چهلم شهادت مظلومانه تعدادی از هموطنانمان در عاشورای خونین در بهشت زهرا تجمع می کنند.
برای بزرگداشت این روز و به یاد شهدای عاشورایی جنبش سبز در سومین طرح همصدایی، از ایرانیان معترض به کشتار هموطنانمان از مردم دعوت شده است که رأس ساعت ۹ بامداد روز جمعه ۱۶ بهمن در بهشت زهرای تهران و مزار شهدای جنبش سبز حضور یابند و با قرائت فاتحه و اهدای گل و حضور خود موجبات شادی بیشتر ارواح شهدایمان و تسلی خاطر بازماندگان را فراهم آورند.
ندای سبز در هم صدایی با مردم ایران از همگان دعوت کرده است تا با حضور بر مزار شهید سید علی موسوی ، خواهرزاده مهندس میرحسین موسوی، واقع در ردیف ۳۸ قطعه ۹ و مزار شهدای خرداد و عاشورای ۱۳۸۸ در قطعات ۲۵۷ و ۳۰۲ بهشت زهرای تهران محل مناسبی برای حضور سبزها و عرض تسلیت به رهبر جنبش و خانواده دیگر شهدای عاشورایی جنبش سبز است.
در سایت ندای سبز آمده است که این طرح نیز همچون دیگر طرح‌های هم‌صدایی، آرام و قانونی است و بی‌هزینه برگزار شدن آن مستلزم همراهی و همکاری کلیه شرکت‌کنندگان است. نفس حضور پرشمار حامیان جنبش سبز بر مزار این شهدا ما را به مقصود رهنون می‌شود و نیازی به سر دادن شعار و هر گونه عمل اعتراضی دیگر که موجب برانگیخته شدن حساسیت حاکمان ناعادل و قانون‌گریز می‌شود نیست.
ندای سبز تاکید کرده است: برای پیشگیری از ممانعت انتظامات بهشت زهرا از ورود سبزها به بهشت زهرا هم مناسب است از حمل نشانه‌های سبز در ماشین و پوشش خود پیش از ورود به بهشت زهرا و رسیدن به قطعه ۹ خودداری کنید. با توجه به مصادف بودن چهلم شهدای عاشورای تهران با اربعین حسینی و با عنایت به تلاش مخالفان جنبش سبز در بی‌توجه نشان دادن سبزها به عرف مذهبی از کلیه شرکت‌کنندگان در این برنامه خواهشمندیم همچون سبزهای مذهبی در پوشش و رفتار خود آداب و شئونات و عرف مناسب ایام عزاداری حضرت اباعبدالله را رعایت کنند.
در این نوشته بر پوشیدن رنگ سیاه، استفاده از شال و دستبند سبز و تهیه و توزیع حلوا، خرما و دیگر نذری‌های آراسته با رنگ سبز و سیاه برای برگزاری باشکوه‌تر و زیباتر این طرح توصیه شده است.
از سوی دیگر در دیگر شهرها هم حضور حامیان جنبش سبز بر مزار شهدای جنبش سبز یا شهدای انقلاب اسلامی آن شهر در همین روز و ساعت (۹ صبح اربعین حسینی) مایه همبستگی بیشتر سبزهای شهر و شادی روح شهدای جنبش خواهد بود. در برنامه‌های عزاداری سالار شهیدان(ع) در طول روز و شب اربعین در سطح کشور نیز می‌توان با قرائت فاتحه و توزیع نذورات سبزها یاد شهدای جنبش سبز را گرامی داشت.

Read Full Post »

میر حسین موسوی در مصاحبه جدیدی با سایت کلمه به پرسشهای کلیدی در خصوص جنبش سبز پاسخ گفت. این مصاحبه را با هم میخوانیم:

کلمه: مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال سایت کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است. مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.

Read Full Post »

علایم و نشانه های متعددی در یک هفته اخیر مبنی بر عقب نشینی کودتاچیان به چشم می خورد ولی لحن سخنان دیروز آقای خامنه ای تندتر از حد انتظار بود و چندان منطبق با تعبیر عقب نشینی نبود. درواقع مفسران سیاسی هم چندان در تفسیر این وقایع اتفاق نظری ندارند و برخی شروع مجدد تندروی را محتملتر از آرام شدن فضا میدانند. به زعم من، و بدلیل مواردی که در ذیل می آورم، تغییرات مهمی در جبهه کودتا رخ داده است که اثرات آنرا در یکی دو هفته آینده بهتر خواهیم دید.

من همچنان بر این باور هستم که بالاخره کودتاچیان متوجه شدند بدون همراهی افکار عمومی نمیتوانند کاری از پیش ببرند و تند کردن برخوردهااگرچه در کوتاه مدت فضا را بظاهر ساکت میکند ولی در میان مدت بنیانهای نظام را بیش از این متزلزل و لاجرم حکومت را به سمت فروپاشی خواهد برد. با توجه به سخنان خامنه ای میشود دید که لحن و ادبیات وی همچنان تند، متکبرانه و از موضع قدرت است ولی محتوای سخنان او نشان از تغییر تاکتیک است: تندروی نتیجه نداده است. در حالیکه پس از وقایع روز عاشورا صحبت از اقدام بسیجی وار «مردم» در خفه کردن فتنه داشت، اکنون صحبت از قانون مداری و «احتیاط» در این شرایط حساس دارد. این هم بنوعی پذیرش بحران است (برای اولین بار از سوی خامنه ای) و هم نشان از شکست تاکتیک خشونت هفت ماهه کودتا پس از خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد است. اکنون بنظر میرسد رهبر این بار از برادران لاریجانی خواسته تا بحران را از طریق قانونگرایی ظاهری کنترل کنند و سپاهیان اختیار کامل را نداشته باشند. دوستانیکه انتظار لحن ملایم در تایید عقب نشینی دارند باید توجه کنند که در حال حاضر خامنه ای قادر به هیچ تغییر لحنی نیست چون نیک میداند نرمش نشانه ضعف و مایه شکست کامل نظام خواهد شد ولی بدون شک تاکتیک عوض شده است. چرا؟

اولا، حسینیان ۲ روز پس از ارائه لایحه اعدام مخالفین استعفا میدهد. من شک ندارم پیامی شخصی از طرف خود خامنه ای به وی ارسال شده است که ساکت! نقش مجلس که تاکنون در حد زیر صفر بود ناگهان پررنگ شده و مطهری نماینده مجلس احمدی نژاد را از عوامل آشوب میخواند. خوانده شدن گزارش مجلس از وقایع کهریزک و محکومیت تلویحی مرتضوی یکروز پس از سخنان خامنه ای نشان میدهد تغییر تاکتیک واقعا اتفاق افتاده است. این گزارش که کهنه و بیرمق است و در اواخر مرداد ماه آماده شده و خوانده شدن آن تاثیری بر عزم مردم برای احقاق حقوق خود نخواهد داشت ولی بنوعی یک پیروزی مهم برای جنبش است چرا که برای اولین بار کودتا را مجبور به عقب نشینی در مقابل اعتراضات بدون خشونت و مظلوم مردم ایران کرد. بنظر میرسد مرتضوی بسمت قربانی شدن میرود و حسینیان هم احساس خطر کرده است و بزودی عناصر تندروی دیگر حاکمیت هم خود را تنها و در خطر خواهند دید. از طرف دیگر خامنه ای به این باور رسیده که رسانه ملی بطور کامل تاثیر خود را از دست داده و باید کمی صدای مخالف شنیده شود. نشانه های این تغییر را در روزهای آینده بیشتر خواهیم دید ولی دوباره باید گفت اعتبار رسانه با این اقدام بر نخواه گشت ولی عناصر تندرو را خشمگینتر و سرخورده تر خواهد کرد.

بطور کلی من بر این باور هستم که سیستم تنها ابزار تا حدی موثر خود را که همان خشونت است با این حرکت تضعیف کرده است واحتمال ایزوله شدن و جدایی بخشی افراطی از حاکمیت و تشدید شکافها وجود دارد. این نهایتا ممکن است خود را بصورت یک کودتا نظامی نشان دهد ولی با توجه به پاشیدگی صفوف آنها احتمال زیادی ندارد.

یادمان نرود، بیانیه هفدهم موسوی بمانند خمپاره در قلب صفوف حاکمیت باعث تشدید شکافها شد – شکافهایی که پس از وقایع عاشورا تا حدی ترمیم و وحدت ظاهری به کمپ آنها برگشته بود.

برای مردم ایران اما آنچه مهم است آماده شدن برای دهه فجر سبز است…

Read Full Post »

دوستان عزیز، بی‌ بی‌ سی‌ انگلیسی‌ در نظر خواهی خود در خصوص ایران این سوال را پرسیده است که » به نظر شما چه چیزی به خشونت در ایران پایان خواهد داد؟». ضمناً به این جمله میرحسین نیز اشاره کرده که حاضر است در راه اصلاحات جانش را هم فدا کند. حال اگر به قسمت نظرات مراجعه نمایید بجز تعداد اندکی‌ که از کوشش آزدیخواهانه مردم ایران پشتیبانی‌ کرده اند و آرزوی موفقیت دارند، ۳ گروه نظرات را مشاهده می‌کنید:

  • گروه اول کسانی‌ هستند (اکثرا اروپا یا آمریکائی) که ضمن ابراز تاسف گفته اند که این موضوع به ما مربوط نیست و حتا بعضی‌ گفته اند که بی‌ بی‌ سی‌ وقایع ایران را بزرگنمایی می‌کند و اصولا در ایران خبری نیست!
  • گروه دوم که اکثرا از هند، پاکستان، انگلیس و (احتمالا مسلمان هستند)، همان حرفهای ا.ن را تکرار نموده و مدعی هستند که کار، کار انگلیس است و بس!
  • از همه دردناکتر ایرانی‌‌هایی‌ هستند که در خصوص موسوی در فشانی کرده و گفته اند که او به چیزی به جز حفظ رژیم ایران فکر نمیکند! و حتا یکی‌ از ایرانیان از آمریکا گفته که اصلاح طلبان باید شکست را بپذیرند و به زندگی‌ عادی باز گردند!

اینها همه نشانگر این است که ما به اندازه کافی‌ در اینگونه سایت‌های بین‌المللی (که تاثیر عمیقی در شکل گیری افکار عمومی‌ جهان دارد) حضور فعال نداریم و اکثر تمرکز را روی منابع فارسی گذاشته ایم. من به نوبه خودم یک کامنت برای شناساندن بیشتر جنبش سبز و اهداف آن گذاشتم اما مطمئنا این کافی‌ نیست و به کمک تمام ایرانیانی که به انگلیسی‌ آشنایی و تسلط دارند نیاز است. به یاد داشته باشیم که اهمیت اینگونه اطلاع رسانیها کمتر از شرکت در تظاهرات و گردهمایی ها نیست. پس لطفا کمی‌ از وقت خود را برای اینگونه اقدامات هم گذاشته و به شناساندن جنبش سبز به مردم جهان کمک کنید. به امید پیروزی
آدرس وبسایت این است:

http://newsforums.bbc.co.uk/nol/thread.jspa?sortBy=1&forumID=7376&start=0&tstart=0&edition=1&ttl=20100102202206#paginator

Read Full Post »

بنا بر گزارش سایت سحام نیوز وابسته به حزب اعتماد ملی‌، مهدی کروبی روز شنبه (امروز) به دیدار خانواده شهید موسوی رفته و ضمن گرامیداشت یاد آن شهید از این حادثه و وقایع روز عاشورا ابراز تأسف نموده است. در این دیدار میرحسین موسوی نیز حضور داشته و آندو در خصوص وقایع روز و بیانیه اخیر مهندس موسوی، مذاکراتی داشته اند.این دیدار حدود یک ساعت به طول انجامیده است.


Read Full Post »

دوستان سبز، متاسفانه وضعیت اصلا عادی نیست. ضمن وجود شایعاتی مبنی بر دستگیری میرحسین و کروبی (که البته هنوز تایید نشده است)، احتمال هر گونه حرکت احمقانه و کودتایی از طرف حکومت وجود دارد. به یاد داشته باشیم که این حکومت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد پس باید بیشتر مراقب حرکاتش بود، چون برای حفظ خود به هر کاری دست خواهد زد. مهمترین وظیفه ما در صورت بروز هر اتفاقی‌ ابتدا خبر رسانی و سپس انجام اقدامات غیر خشونت آمیز مانند تکبیر شبانه و تظاهرات برق آسا است. البته در صورت اعلام راه پیمایی  سراسری از طرف هرکدام از آقایان ، مطمئناً به آن خواهیم پیوست ولی‌ به هیچ وجه نباید شایعه سازی  یا اعلام راه پیمایی سر خود نمود، چرا که خطر و ضرر یک راه پیمایی نا‌ هماهنگ و کم شمار به مراتب بیشتر از انجام ندادن آن است. اینها پیشنهادات من است:

  • در صورت بروز هر گونه اتفاقی‌ مطمئناً اینترنت قطع خواهد شد لذا سعی‌ نمایید یک کانال ارتباط خبری جایگزین پیشبینی‌ نمایید. مثلا یک رادیو موج کوتاه که بتوانید به رادیوها یی مثل رادیو فردا، بی‌ بی‌ سی‌ و … گوش دهید. احتمال پارازیت روی کانالهای انگلیسی‌ زبان ماهواره و رادیو کمتر است، بنابراین اگر به انگلیسی‌ یا فرانسه آشنایی دارید سعی کنید فرکانس یک یا دو کانال خارجی‌ را نیز پیدا کرده و در دسترس داشته باشید.
  • اگر به زبان خارجی‌ آشنایی‌ دارید وظیفه شما سنگینتر است و لازم است اخبار را به هر وسیله ممکن به گوش دیگران برسانید.
  • در صورت هر گونه اتفاق ناگوار، خروج از منزل برای افراد مسن و کودکان خطرناک خواهد بود لذا سعی‌ نمایید مقداری مواد غذایی برای پدران و ماداران مسن و کودکان ذخیره نمایید.
  • با همسایگان و دوستان نزدیکی‌ که به آنها اطمینان دارید، تماس بر قرار کرده و سعی‌ نمایید برای هرگونه اتفاقی‌ نقش هماهنگ داشته باشید. مثلا شعار دادن در کوچه ، الله اکبر در پشت بام و…
  • اگر در منزل چاپگر دارید، مقداری کاغذ و جوهر اضافی تهیه نمایید تا در صورت قطع کلی‌ ارتباطات بتوانید اخبار را به به صورت چاپی‌ توزیع نمایید.
  • شماره تلفن منزل دوستان را داشته باشید تا در صورت قطع شبکه موبایل از طریق خط تلفن معمولی‌ بتوانید تماس بگیرید.
  • به یاد داشته باشید که در پشت همه این شعارهای قلابی ولایت مداری کودتا چیان، تنها و تنها انگیزه‌های اقتصادی نهفته است. بنابراین نیروهای بسیجی‌ در خیابان هم با همین انگیزه به خیابان می‌‌آیند.  سعی نمایید مقداری پول نقد همراه داشته باشید تا در موقع لزوم و در صورت دستگیری احتمالی‌ بتوانید به آنها پیشنهاد مالی بدهید. اکثر آنها با انگیزه مالی در خیابان هستند و از آن‌ استقبال میکنند.
  • عدم خشونت رمز پیروزی است. بجز در موارد دفاع شخصی‌ در خشونت پیشقدم نشوید که این خواسته کودتاگران است!

. اینها نکاتی‌ است که به ذهن من می‌رسد. اگر نکته و پیشنهاد دیگری دارید لطفا در قسمت نظرات بگذارید تا همه از آن استفاده کنند

به امید پیروزی

Read Full Post »

Older Posts »