Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘Uncategorized’ Category

لطفا به این دو عنوان دقت کنید اولی از سایت تابناک است و دومی اصل خبر است:

ویلیام هیگ: انتخابات مجلس ایران آزاد و منصفانه نبود

واقعا وقاحت این سایت بازتاب و صاحب بی غیرتش حدی ندارد!

Advertisements

Read Full Post »

حتما در اخبار خوانده اید،خبر تخریب و «سرقت» تندیس‌های مشاهیر کشور را. همانطور که همه میدانیم سرقت چنین تندیس‌هایی‌ کار بسیار دشواری بوده و مسلما در عرض چند دقیقه و توسط چند سارق ساده قابل انجام نیست. این موضوع را حتا شهردار منطقه هم تائید نموده است. حال سوال این است که این کار توسط چه کسانی‌ و با چه هدفی‌ انجام شده است؟ در مورد اول می‌توان با قاطعیت گفت که این کار بدون دخالت و تائید دولتیان امکان پذیر نیست و قطعاً عواملی از دولت در آان دست داشته اند. اما چرا؟ اولین و فوری‌ترین پاسخ مسائل اقتصادی و ارزش مالی‌ این تندیس‌ها است. اما به چند دلیل من با این فرضیه مشکل دارم. اولا دولتی که میلیاردها پول نفت را بدون هیچ حساب و کتابی‌ در اختیار دارد و بین طرفدارانش تقسیم می‌کند چه نیازی به این پولها دارد؟ ثانیا این تندیس‌ها از انواع اثر تاریخی قابل سرقت (نظیر آثار تخت جمشید) نیستند که امکان قاچاق یا فروش بین‌المللی داشته باشند.پس دلیل اقتصادی برای این رسوایی کمتر مطرح است.

اما به نظر نگارنده آنچه انگیزه این اقدام سخییف بوده است، انگیزه‌های ایدئولوژیک است! همانطور که می‌دانید در فقه اسلامی هر گونه مجسمه سازی از آنجا که تداعی کننده خلق انسان است از نظر علمای اسلامی شرک محسوب میشود و به شدت نهی شده است. حتما به خاطر دارید که طالبان در افغانستان به خاطر همین موضوع چه بلایی‌ بر سر مجسمه بودا آوردند.احمدی نژاد و فرقه مصباحیه به شدت به این قرائت واپسگرا از دین پایبند بوده و آن را در تمام شئون دولت نشان داده اند.به نظر می‌رسد این شاهکار جدید هم طرحی از همان «اتاق فکر مصباحیون » باشد که اینبار آثار فرهنگی‌ این مرز و بوم را نشان رفته است.

از پروردگار مهربان می‌خواهیم میهنمان را از شر اسیبهای بیشتر این فرقه حفظ فرماید.

Read Full Post »

این روزها کلی‌ بحث در ایران است که بله باید جلوی خرافات گرفته شود و هزار طرح و برنامه اینچنینی. حالا بماند که عامل اصلی‌ شیوع این خرافات علاوه بر عوامل اجتماعی خود این حکومتیان هستند اما فعلا بحث من سخنان آنان نیست.

جدیدا سایتهای ایجاد شده اند که با استناد به یافته‌های نا مشخص و غیر قابل اعتماد مدعی معجزات مختلفی‌ میشوند که بدون استثنا هم با دین مربوط است! یک نمونه واضح اینگونه وبسایتها شیعه انلاین است که پر است از این حرفهای بی‌ سر و‌ ته  و نه تنها کسی‌ جلوی آنها را به جرم اشاعه خرافات نمیگیرد بلکه با آب و تاب در سایر وبسایتهای اصول گرا هم نقل میشود.

مثلا به این خبر که در تابناک منتشر شده دقت کنید:

خانم «جمیله سوکی» یک پژوهشگر الجزایری است. او حدود 20 سال بود که مشغول انجام تحقیقات و پژوهش برای تولید دارویی گیاهی در زمینه درمان سرطان بود. وی در نهایت چند ماه پیش توانست به پیشرفت‌های قابل توجهی در این کار دست یابد.

به گزارش  شيعه آنلاين پیشرفت‌هایی که وی به آن دست یافت، نه تنها باعث درمان صدها تن از هموطنان الجزایری او شد، بلکه موجب مسلمان شدن تعداد زیادی از شهروندان آمریکایی نیز گردید. وی پس از تولید این داروی گیاهی، موفق شد از سوئیس و الجزایر مدرک ثبت اختراع بدست بیاورد.
در پی ثبت اختراع وی، تعداد زیادی از شرکت‌های تولید دارو در سراسر جهان به ویژه فرانسه و بلژیک خواستار همکاری با وی شدند اما او به تمام این پیشنهادات پاسخ منفی داده و اعلام کرد که قصد دارد در کشورش الجزایر بماند تا به هموطنانش خدمت کند زیرا به گفته وی خواست خداوند متعال باعث موفقیتش شد و نه تلاش او.
خانم «جمیله سوکی» در مورد فعالیت تبلیغاتی خود گفت: تعداد زیادی از بیمارن سرطانی از آمریکا، فرانسه، ایتالیا و غیره که پیش من آمدند و با این داروی جدید بهبود یافتند یا درمان شدند، مدتی بعد به دین مبین اسلام گرویدند زیرا به دلیل مسلمان و محجبه بودن بنده، دین مرا عامل اصلی شفا گرفتنشان می‌دانستند. بسیاری از این شفاگرفتگان اروپایی و آمریکایی پس از بازگشت به کشورشان مرا به دیگر بیماران معرفی کرده و آنان را نیز برای درمان سراغ بنده فرستادند.

حالا یکی‌ نیست بپرسد، آخه آدم مثلا فهمیده این خانم چرا یک عدد مقاله علمی‌ منتشر نکرده؟ چه نوع سرطانی را خوب می‌کند؟ داروی پیشنهادیش شفا بخش است یا روسری سر کردنش؟اصلا اگر به سایتpubmed که پرتال تحقیقات پزشکی‌ است مراجعه کنید  نمیتوانید نام این مثلا دانشمند را پیدا کنید!

به خدا نمیدانم باید گریه کرد یا خندید به اینهمه علم نشناسی و مسخره کردن علم و حتا اعتقادات مردم؟

Read Full Post »

امروز دو خبر تأسف آور را یکی‌ بعد از دیگری خواندم که آه از نهادم برخاست.  این خبرها در مورد مسدود کردن باز هم بیشتر اینترنت با استفاده از فیلترینگ معکوس اینترنت و دیگری توزیع گیرنده‌های مخصوص ماهواره که تنها کانالهای مورد تائید جمهوری اسلامی را دریافت می‌کند بود (خبرها را در اینجا و اینجا بخوانید). نمیدانم چرا فورا یاد رادیوهای تک موج در کره‌ شمالی افتادم که تنها رادیو دولتی را دریافت می‌کند و خبری از هیچ کانال دیگری نیست. اینترنت و ماهواره هم که در آن کشور وجود خارجی‌ ندارد. این یعنی‌ قطع رابطه کامل یک ملت با جهان خارج و هر آن چه  که در دنیا می‌گذرد. یعنی‌ پرورش نسلی از انسانها که با توهم دشمن بزرگ شده و فقیرترین و عقب مانده‌ترین کشور جهان را بهشت برین و نهایت آرزوی بشریت میداند.

آیا می‌دانید یک نوجوان کره شمالی در زندگیش نام «آمریکائی» را نشنیده و در کتاب مدرسه تنها با نام امپریالیست آشنا شده است؟ از نظر وی تمام کشورهای غربی و مردمش انسانهای فاسد و جنایتکاری هستند که روز و شب بجز جنایت و فحشا کار دیگری ندارند. این نوجوان بیگناه در زندگیش به جز خانه محقر، سهمیه غذای هفتگی، لباس زمخت دولتی و دعا برای سلامتی‌ کیم ایل جونگ رهبر بزرگ کشور کره‌ شمالی، چیزی ندیده است. از نظر وی در بهشت برینی زندگی‌ می‌کند که همه جهانیان آرزویش را میکنند و چه خوشبخت بوده که در آن کشور به دنیا آمده است!

حال تصور کنید این انسان بیگناه و بی‌خبر را به یکباره با واقعیت‌های جهان اشنا کنید و به او بفهمانید که متاسفانه کره‌ شمالی پیشرفته‌ترین کشور جهان نیست و کیم ایل جونگ هم به جز یک دیکتاتور فاسد و جنایتکار نمی‌باشد. فکر می‌کنید چه اتفاقی‌ می‌افتد؟

یا این انسان ساده دل به راحتی‌ همه واقعیات‌ها را انکار نموده و آن را ساخت دست امپریالیسم جهانی‌ و دشمنان ملت بزرگ کره‌ شمالی میداند (با نوشته‌های کیهان اشتباه نشود!) و یا آنکه از فرط افسردگی و تأسف, امید به زندگی‌ را از دست میدهد. هر کدام از دو اتفاق فوق برای این فرد به معنای پایان یک زندگی‌ طبییعی است. عامل این اتفاق نا‌ خوشایند متاسفانه کسی‌ که حقیقت را گفته نیست، بلکه آن جنایت کارانی هستند که نسلی را از دانستن واقعیات محروم میکنند و ریشه تفکر و تعقل را در آنها میسوزانند.

آیا به راستی‌ این جنایت علیه یک نسل نیست؟ آیا جنایت علیه بشریت نامیده نمی‌شود؟ به چه زبانی باید به دنیا یاد آور شویم که‌ای جهان،‌ای بشریت،‌ای انسانهای پاک، جنایات جمهوری اسلامی تنها محدود به اعدام ، زندان، شکنجه و سلاح کشتار جمعی نمی‌شود! جنایت اصلی‌ در حال اتفاق است و آن جدا کردن یک ملت از بقیه جهان است. ملتی که به هیچ وسیله خبر رسانی دسترسی‌ نخواهد داشت و علیرغم غوطه خوردن در فقر و جنایت و تبعیض، خودش را خوشبخت‌ترین ملت دنیا میداند و فاسد‌ترین حاکمان جهان را رهبران منصوب خداوند. باید کاری کرد! تا دیر نشده باید از این نسل کشی فرهنگی‌ جلوگیری کرد.‌ای جهانیان به داد مردم ایران برسید، آنها در حال قربانی شدنند!

Read Full Post »

علایم و نشانه های متعددی در یک هفته اخیر مبنی بر عقب نشینی کودتاچیان به چشم می خورد ولی لحن سخنان دیروز آقای خامنه ای تندتر از حد انتظار بود و چندان منطبق با تعبیر عقب نشینی نبود. درواقع مفسران سیاسی هم چندان در تفسیر این وقایع اتفاق نظری ندارند و برخی شروع مجدد تندروی را محتملتر از آرام شدن فضا میدانند. به زعم من، و بدلیل مواردی که در ذیل می آورم، تغییرات مهمی در جبهه کودتا رخ داده است که اثرات آنرا در یکی دو هفته آینده بهتر خواهیم دید.

من همچنان بر این باور هستم که بالاخره کودتاچیان متوجه شدند بدون همراهی افکار عمومی نمیتوانند کاری از پیش ببرند و تند کردن برخوردهااگرچه در کوتاه مدت فضا را بظاهر ساکت میکند ولی در میان مدت بنیانهای نظام را بیش از این متزلزل و لاجرم حکومت را به سمت فروپاشی خواهد برد. با توجه به سخنان خامنه ای میشود دید که لحن و ادبیات وی همچنان تند، متکبرانه و از موضع قدرت است ولی محتوای سخنان او نشان از تغییر تاکتیک است: تندروی نتیجه نداده است. در حالیکه پس از وقایع روز عاشورا صحبت از اقدام بسیجی وار «مردم» در خفه کردن فتنه داشت، اکنون صحبت از قانون مداری و «احتیاط» در این شرایط حساس دارد. این هم بنوعی پذیرش بحران است (برای اولین بار از سوی خامنه ای) و هم نشان از شکست تاکتیک خشونت هفت ماهه کودتا پس از خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد است. اکنون بنظر میرسد رهبر این بار از برادران لاریجانی خواسته تا بحران را از طریق قانونگرایی ظاهری کنترل کنند و سپاهیان اختیار کامل را نداشته باشند. دوستانیکه انتظار لحن ملایم در تایید عقب نشینی دارند باید توجه کنند که در حال حاضر خامنه ای قادر به هیچ تغییر لحنی نیست چون نیک میداند نرمش نشانه ضعف و مایه شکست کامل نظام خواهد شد ولی بدون شک تاکتیک عوض شده است. چرا؟

اولا، حسینیان ۲ روز پس از ارائه لایحه اعدام مخالفین استعفا میدهد. من شک ندارم پیامی شخصی از طرف خود خامنه ای به وی ارسال شده است که ساکت! نقش مجلس که تاکنون در حد زیر صفر بود ناگهان پررنگ شده و مطهری نماینده مجلس احمدی نژاد را از عوامل آشوب میخواند. خوانده شدن گزارش مجلس از وقایع کهریزک و محکومیت تلویحی مرتضوی یکروز پس از سخنان خامنه ای نشان میدهد تغییر تاکتیک واقعا اتفاق افتاده است. این گزارش که کهنه و بیرمق است و در اواخر مرداد ماه آماده شده و خوانده شدن آن تاثیری بر عزم مردم برای احقاق حقوق خود نخواهد داشت ولی بنوعی یک پیروزی مهم برای جنبش است چرا که برای اولین بار کودتا را مجبور به عقب نشینی در مقابل اعتراضات بدون خشونت و مظلوم مردم ایران کرد. بنظر میرسد مرتضوی بسمت قربانی شدن میرود و حسینیان هم احساس خطر کرده است و بزودی عناصر تندروی دیگر حاکمیت هم خود را تنها و در خطر خواهند دید. از طرف دیگر خامنه ای به این باور رسیده که رسانه ملی بطور کامل تاثیر خود را از دست داده و باید کمی صدای مخالف شنیده شود. نشانه های این تغییر را در روزهای آینده بیشتر خواهیم دید ولی دوباره باید گفت اعتبار رسانه با این اقدام بر نخواه گشت ولی عناصر تندرو را خشمگینتر و سرخورده تر خواهد کرد.

بطور کلی من بر این باور هستم که سیستم تنها ابزار تا حدی موثر خود را که همان خشونت است با این حرکت تضعیف کرده است واحتمال ایزوله شدن و جدایی بخشی افراطی از حاکمیت و تشدید شکافها وجود دارد. این نهایتا ممکن است خود را بصورت یک کودتا نظامی نشان دهد ولی با توجه به پاشیدگی صفوف آنها احتمال زیادی ندارد.

یادمان نرود، بیانیه هفدهم موسوی بمانند خمپاره در قلب صفوف حاکمیت باعث تشدید شکافها شد – شکافهایی که پس از وقایع عاشورا تا حدی ترمیم و وحدت ظاهری به کمپ آنها برگشته بود.

برای مردم ایران اما آنچه مهم است آماده شدن برای دهه فجر سبز است…

Read Full Post »

یادم نیست کی اولین بار اصطلاح «دهه زجر» را شنیدم ولی بعد از سالهای طلایی جشنواره سینمای دهه فجر در دهه شصت و هفتاد که تنها فرصت دیدن فیلهای هنری روز بود، دهه فجر همان دهه زجر بود. الآن فکر میکنم این دهه هر سال تجلی آرزوهای تباه شده نسلی بود که انقلاب کردند و با یادآوری آن – خصوصا در دهه زجر – هی گفتند چی میخواستیم چی شد.

 اما امسال دهه فجر با سالهای دیگر فرق میکند. این روزها تجلی آرزوهایی خواهد بود که نسل جدید با درس آموزی از تجربیات آن نسل و با اتکا و پایبندی به اصول غیر خشونت آینده خود را رقم خواهد زد. شک ندارم تاریخ چنین روزهایی را با افتخار و احترام یاد خواهد کرد. اما – بدون اینکه خیلی درگیر حاشیه یا احساسات شویم – باید برنامه ای مشخص و عملی برای این روزها داشته باشیم و این برنامه ها بطور کلی باید در دو محور پیشرفت جنبش سبز و بی اثر کردن برنامه های نمایشی دولت کودتا باشد. در رابطه با خنثی کردن نمایشهای دولتی حرکتهایی شروع شده است و تحریم جشنواره فجر دولتی مهمترین آن است.

 اما در رابطه با برنامه های خاص جنبش سبز، با توجه به آنچه در این چند روز در سایتهای مختلف آمده است، جمعبندی برنامه پیشنهادی جنبش سبز برای دهه فجر سبز عبارت است از:

 دوشنبه ۱۲ بهمن – اعتصاب نمادین یکروزه سبز

 ُپنجشنبه ۱۵ بهمن – حمایت از اسرای سبز، تجمع سکوت مقابل اوین ساعت ۳-۵ بعد از ظهر

جمعه ۱۶ بهمن – «شهدای سبز زنده اند» بهشت زهرا در کنار شهدای سبز ساعت ۱۲ ظهر به بعد

شنبه ۱۷ بهمن – حمایت از مادران داغدار، پارک لاله ساعت ۵-۶ عصر

چهارشنبه ۲۱ بهمن – انفجار الله اکبر، ساعت ۱۰ شب

پنجشنبه ۲۲ بهمن – راهپیمایی تاریخی ۲۲ بهمن سبز

بدین ترتیب از ۱۱ روز دهه فجر ۶ روز پر میشود ولی ایده های دیگری نیز وجود دارد که باید در روزهای باقی مانده به آنها پرداخت. یکی از آنها تجلیل از ورزشکاران سبز است – خصوصا شش فوتبالیستی که آینده ورزشی خود را به پای جنبش سبز قربانی کردند. اگر در این روزها مسابقه خاصی برگزار میشود، میتوان آنرا بنام ورزشکاران سبز نوشت و در آنروز از آنها تجلیل کرد. ایده دیگر بیرون کشیدن پول از بانکها در یک روز خاص است. ایده ای دیگر پوشیدن سبز در یک روز مشخص است.

 بهر شکل بهتر است هر روز مشخص و نامگذاری شود و برنامه نهایی تا چند روز دیگر کامل و اطلاع رسانی شروع شود. یادتان باشد فرصت کوتاه است و رسانه شما هستید …

Read Full Post »

بقول دکتر سازگارا، یک حرکت مردمی برای پیروزی نیاز به تکمیل مراحل مختلفی دارد. «مشروعیت زدایی» یکی از اولین مراحل یک جنبش است و جنبش سبز تا کنون این مرحله را بخوبی به پایان رسیده است. از یک طرف بدنامی حکومت ایران حتی متحدان معمول خود را مانند حزب الله لبنان و حماس را گریزان کرده است و دیگر در تمام دنیا کمتر کسی را می توان یافت که از خشونت کودتاگران چیزی نشنیده باشد. از طرف دیگر جنبش سبز حمایت و احترام طیف وسیعی از مردم جهان را بدست آورده است. مرحله پس از «مشروعیت زدایی»، «فلج سازی» است و اعتصابات یکی از موثرترین روشهای آن است.

 دلایل مختلفی وجود دارد که جنبش سبز تا کنون در این مرحله اقبال خوبی نداشته ولی مهم آنست که با اطلاع رسانی بستر فکری و آمادگی ذهنی مردم کوچه بازار برای این مهم اتفاق بیفتد. دانشگاهها وارد مرحله تازه ای از اعتراضات هراه با اعتصاب شده اند. با تکرار این ایده و آشنا کردن مردم با «اعتصاب ایتالیایی» و روشهای جایگزین اعتصاب می توان توجه عموم را به اهمیت اعتصاب جلب کرد و همانند راهپیمایی و اعتراضات شبانه، جنبش راه کم کردن هزینه و موثرتر کردن چنین حرکتی را پیدا خواهد کرد.

 در چند روز اخیر، روز ۱۲ بهمن به عنوان روز تمرین عمومی اعتصاب سراسری برگزیده شده است. با توجه به فرصت یکماهه تا این روز، باید تا آنجا که ممکن است همه را به پیوستن به این حرکت دعوت کنیم. طراحان و گرافیستها طرحی نو رقم زنند تااعلامیه پراکنان در سراسر شهرها پخش کنند. دست شعارنویسان که در مرحله مشروعیت زدایی کولاک بپا کردند را می بوسیم و دیوارها از این به بعد مردم را به اعتصاب فرا خواهند خواند. اسکناسها را مزین به کلمه اعتصاب کنیم و بسوی تعطیلی سراسری ۱۲ بهمن پیش برویم.

 پایان شب نزدیک است …

Read Full Post »

Older Posts »