Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘Society’ Category

حتما در اخبار خوانده اید،خبر تخریب و «سرقت» تندیس‌های مشاهیر کشور را. همانطور که همه میدانیم سرقت چنین تندیس‌هایی‌ کار بسیار دشواری بوده و مسلما در عرض چند دقیقه و توسط چند سارق ساده قابل انجام نیست. این موضوع را حتا شهردار منطقه هم تائید نموده است. حال سوال این است که این کار توسط چه کسانی‌ و با چه هدفی‌ انجام شده است؟ در مورد اول می‌توان با قاطعیت گفت که این کار بدون دخالت و تائید دولتیان امکان پذیر نیست و قطعاً عواملی از دولت در آان دست داشته اند. اما چرا؟ اولین و فوری‌ترین پاسخ مسائل اقتصادی و ارزش مالی‌ این تندیس‌ها است. اما به چند دلیل من با این فرضیه مشکل دارم. اولا دولتی که میلیاردها پول نفت را بدون هیچ حساب و کتابی‌ در اختیار دارد و بین طرفدارانش تقسیم می‌کند چه نیازی به این پولها دارد؟ ثانیا این تندیس‌ها از انواع اثر تاریخی قابل سرقت (نظیر آثار تخت جمشید) نیستند که امکان قاچاق یا فروش بین‌المللی داشته باشند.پس دلیل اقتصادی برای این رسوایی کمتر مطرح است.

اما به نظر نگارنده آنچه انگیزه این اقدام سخییف بوده است، انگیزه‌های ایدئولوژیک است! همانطور که می‌دانید در فقه اسلامی هر گونه مجسمه سازی از آنجا که تداعی کننده خلق انسان است از نظر علمای اسلامی شرک محسوب میشود و به شدت نهی شده است. حتما به خاطر دارید که طالبان در افغانستان به خاطر همین موضوع چه بلایی‌ بر سر مجسمه بودا آوردند.احمدی نژاد و فرقه مصباحیه به شدت به این قرائت واپسگرا از دین پایبند بوده و آن را در تمام شئون دولت نشان داده اند.به نظر می‌رسد این شاهکار جدید هم طرحی از همان «اتاق فکر مصباحیون » باشد که اینبار آثار فرهنگی‌ این مرز و بوم را نشان رفته است.

از پروردگار مهربان می‌خواهیم میهنمان را از شر اسیبهای بیشتر این فرقه حفظ فرماید.

Advertisements

Read Full Post »

این شعر زیبای ژاله اصفهانی، تقدیم به خانواده بزرگ جنبش سبز که در غم و شادی هم شریکند….

بشکفد بار دگر لاله‌ی رنگین مراد
غنچه‌ی سرخ فرو بسته‌ی دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روزگاری که به سر آمده آغاز شود،

روزگار دگری هست و بهاران دگر
کاشکی آینه‌ای بود درون‌بین که در او،
خویش را می‌دیدم
آنچه پنهان بود از آینه‌ها می‌دیدم

می‌شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن

شاد بودن هنر است
شاد کردن، هنری والاتر

لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی‌جان شب و روز،
بی‌خبر از همه خندان باشیم
بی‌غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد

شاد بودن هنر است
گر به شادی تو دل‌های دگر باشد شاد

زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

Read Full Post »

گر شعله های خشم وطن / زین بیشتر بلند شود
ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجین به گند شود

پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
ابرام ژاژخایی ی تو / اسباب ریشخند شود

هرجا دروغ یافته ای / درهم چو رشته بافته ای
ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود

باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
پیلی که اوفتد به زمین / حاشا دگر بلند شود

بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
ابر عبوس اوج – طلب / پابوس آبکند شود

بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را
کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود

***

نفرین من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود

خواهی گر آتشم بزنی / یا قصد سنگسار کنی
کبریت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود
(منبع)
۲۵ خرداد ۱٣٨٨

Read Full Post »

سلام بر همه دوستان و خوانندگان وبلاگ. چند روزی بود که فرصت نکرده بودم خودم در اینجا بنویسم و بیشتر اخبار جدید و نقل قول از وبسایت‌های دیگر را که مهم می‌دانستم می‌گذاشتم. راستش به شدت مشغول کار بودم و در عین حال تصمیم گرفته بودم یک کتاب را که همیشه قصد خواندنش را داشتم به اتمام برسانم. چه کتابی‌؟ راستش شاید کمی‌ عجیب باشد که کسی‌ کتاب «قلعه حیوانات » را نخوانده باشد، اما با عرض شرمندگی من جزو گروهی بودم که آن را نخوانده اند. الان احساس می‌کنم که چه اشتباهی‌ است نخواندن این کتاب و چقدر تاخیر در آن‌ موجب خسران!اگر آن‌ را خوانده اید که خوشا به حالتان و اگر نه همین امروز آن‌ را پیدا کنید و بخوانید که غفلت موجب پشیمانی است! من سعی‌ می‌کنم این کتاب را برای دانلود در جایی‌ بگذارم و به شما خبر دهم. در این مورد بیشتر خواهم نوشت. چند تا مطلب جدید هم دارم آماده می‌کنم که به زودی اینجا میگذارم.
از همه دوستانی که این چند وقت با اظهار نظر من را یاری کردند سپاسگزارم. معدود افرادی نیز اخیرا با گذاشتن کامنت‌های حاوی مطلب توهین آمیز و هتاکانه ابراز وجود کرده بودند که البته در این وبلاگ برای این گونه افراد جایی‌ نیست و از انتشار اینگونه نظرات معذورم.
شاد باش و دیر زی
‌ کاوه

Read Full Post »

اگر فلسفه واقعی‌ رمضان خودداری از دروغ و ریاکاری ، و خودداری از خوردن و اشامیدن علیرغم در دسترس بودن آن‌ است، همین امروز تنها روز رمضان است! روزه همگی‌ قبول!

Read Full Post »

خبر خوب خبر خوب: دوستان بی‌ بی‌ سی‌ خبرشو تصحیح کرده است. آفرین بر همگی و خسته نباشید . اگر با هم و هماهنگ عمل کنیم پیروزی حتما با ماست!
دوستان، بی‌ بی‌ سی‌ بین الملل در یک گزارش از خبرنگارش مدعی شده که تعداد طرفداران احمدی‌نژاد خیلی‌ بیشتر از فعالین جنبش سبز بوده و خلاصه فراخوان جنبش موفق نبوده است!! لطفا دوستانی که فیلم و عکسهای امروز را در اختیار دارند به این آدرس بروند و آنها را آپلود کنند تا این یارو مزخرف نگه. این خیلی‌ مهمه چون انگلیسی‌ زبانها این سایت را میخوانند و باید تصحیح بشه.
این عین جمله خبرنگار اونها است:
Reformist opponents of the controversially re-elected President Ahmadinejad seem to have been massively outnumbered by system loyalists eager to demonstrate their support for the president and his patron, the Supreme Leader, Ayatollah Ali Khamenei.

Read Full Post »

امروز داشتم طبق عادت معمول، وبگردی می‌کردم و سری زدم به سایت تابناک. در یک مطلب بسیار بی‌ مزه و لوسی که در ارتباط با حادثه تیراندازی و قتل ناموسی اخیر در تهران نوشته بودند به یک کامنت برخوردم که به نظرم از خود مطلب مهمتر بود. این کامنت را عیناّ نقل می‌کنم:

«بنظر من علی رخم(منظور علیرغم است!) همه تبلیغات و قوانین حمایت از زنان که از طرف عده معلومالحال بر ریشه کن کردن خانواده و اساس آن اجرا میشود این مرد 65 ساله نشان داد که هنوز غیرت وناموس در بین مردان ایرانی وجود دارد. و آنجا که لازم باشد ما خود قانون شرف و آبرو و حیثیت را اجرا می کنیم»

بعد از خواندن این کامنت نه تنها سرم سوت کشید، بلکه دچار یک احساس سردرگمی شدم. با خودم فکر کردم در مملکتی که هنوز عده‌ای با این طرز فکر زندگی‌ میکنند و مدافعان حقوق زنان را (که خودم را نیز با افتخار یکی‌ از آنها میدانم) عده‌ای معلوم الحال مینامند، و معنای غیرت و مردانگی برایشان کشتن و انتقام گیری است، آیا جایی‌ برای طلب دمکراسی هست؟ آیا واقعا جامعه ما آمادگی گذار به دموکراسی و قبول معیارهای عرفی را دارد؟ جواب این سوال را نمیدانم اما دیدن اینگونه افراد با این افکار متحجر که قدر می‌بینند و بر صدر مینشینند مرا سخت نگران می‌کند. با خواندن این کامنت تنها چیزی که به فکرم رسید این بود: واقعا متاسفم، هم برای امثال او و هم امثال خودم!

Read Full Post »